السيد الخميني ( مترجم : تنظيم ونشر آثار امام )
157
تحرير الوسيله ( فارسى )
سپس بقيه رگها را ببرد حرام است ، بلكه نبايد احتياط را ترك كند به اينكه بين آنها به قدرى فاصله ندهد كه از متعارف و عادت خارج باشد - و با اين فاصله عرفاً يك عمل حساب نشود بلكه دو عمل حساب مىشود - اگر چه قبل از بيرون آمدن جانش تمام رگها بريده شود . مسأله 8 - اگر گردن ذبيحه را از قفا ببرد و اعضاى ذبح باقى بماند ، چنانچه حياتش - كه با حركت نمودن بعد از ذبح هر چند به صورت مختصر معلوم مىشود - باقى مانده و رگها را از جلو قطع نمايد حلال مىشود . و اگر ذبيحهء مذكور حركتى - هر چند مختصر - قبل از ذبح شرعى داشته باشد ، ذبح مىشود ، پس اگر در اين صورت ، خون به طور معتدل بيرون بيايد حلال است و گرنه در صورتى كه قبل از ذبح ، حتى به طور مختصر حركت ننمايد حرام است و اگر قبل از آن حركت كند ، ولى بعد از ذبح خون معتدل خارج نشود مورد اشكال است . مسأله 9 - اگر ذابح اشتباه كند و از بالاى غده ذبح نمايد و رگهاى چهارگانه را قطع ننمايد چنانچه جانش باقى نباشد حرام است . و اگر جانش باقى باشد امكان دارد ذبح شرعى قابل تدارك باشد ، به اينكه سريعاً از زير غده آن را ذبح كند و رگها را ببرد و حلال شود و طريقهء كشف و معلوم كردن اينكه جانش باقى بوده است ، همان است كه گذشت . مسأله 10 - اگر مثلًا گرگ محل ذبح حيوان را بخورد و ذابح در حالى كه حيوان زنده است به آن برسد پس اگر تمام رگهاى چهارگانه را خورده باشد به طورى كه همگى خورده شده و چيزى از هيچ يك از آنها باقى نمانده باشد ، قابل تذكيه نيست و حرام است . و همچنين است اگر از بالا يا از پايين آن را خورده باشد و مقدارى از همه باقى مانده باشد كه به سر آويزان باشد يا متصل به بدن باشد پس بنابر احتياط ( واجب ) با بريدن آنچه كه از آنها باقى مانده است حلال نمىشود . و همچنين است اگر بعضى از آنها را تماماً خورده باشد و بعضى از آنها تماماً باقى مانده باشد چنان كه اگر تمام حلقوم را بخورد و تمام بقيه بماند ، اگر بقيه را با شرايط ببُرد تذكيهء آن مشكل است ؛ پس احتياط ترك نشود . مسأله 11 - در تذكيهء با ذبح ، علاوه بر آنچه كه گذشت ، چند امر شرط است :